زیاد می شنیدم سخنران ها و Life Coach هایی که از ارزیابی حرف میزدند. این که خودت رو در معرض ذره بین انتقاد دیگران قرار بدی و به راحتی اجازه بدی تا مشکلاتت رو بیان کنند. (البته این ارزیابی میتونه سازمانی، ملی و حتی بین المللی هم باشه.)

نکته اینجاست که ما معمولا مشکلات خودمان رو دقت نمی کنیم و دو چشم بیرونی خیلی بهتر میتونه این مشکلات رو به رومون بیاره. تو فایل های صوتی آقای معاونیان مثالی شنیده بودم با این مضمون که بعضی مشکلات ما مثل بوی بدن دهان میمونه. خودمون متوجهش نیستیم ولی مردم از اون اذیت میشن و خیلی هاشون هم بهت چیزی نمی گن. دوست واقعی و همراه اونیه که این ایرادت رو بهت بگه تا متوجهش بشی و برای برطرف کردنش سعی کنی. حتی بری و ریشه مشکلت رو پیدا کنی. مثلا بفهمی که دندونت جرم گرفته و باعث بوی بد دهان میشه.

پیشنهاداتی که شنیده بودم همه بر این منوال بود که یک تعداد کاغذ بین دوستان پخش کنم و ازشون بخوام محرمانه انتقاد و مشکلاتی که از من دیده و می بینند را روی کاغذ بنویسند و بعد همه این کاغذ ها را طوری جمع کنم که متوجه این که چه کسی کدام مطلب را نوشته نشوم. مثلا از طریق یک جعبه یا صندوق آرا.

بعد هم به جای این که روی این موضوع متمرکز بشوم که فلانی از من چه ایرادی گرفته؛ روی خود مسائل و مشکلاتم متمرکز شوم و به طریقی به سمت پیشرفت و بهبود فردی حرکت کنم.

رویکرد استفاده از کاغذ برای من که درگیر IT و تکنولوژی هستم زیادی سنتی بود. مهم ترین ضعفش این هست که باید حتما با فرد مورد نظرم ملاقات کنم و نظرش رو شخصا بپرسم. جمع کردن آرا هم کار زمان بر و زائدی هست و شاید عده ای حتی نخواهند که مطالبشان را رک و راست بنویسند؛ چرا که از شناخته شدن منتقد نگرانند.

لذا دست به دامان Google Form شدم و فرمی که در این لینک می بینید رو برای ارزیابی مشکلات شخصی خودم طراحی کردم. در اون از افراد خواستم تا تنها به سه مورد از مشکلات من اشاره کنند؛ میزان شدت این مشکل رو به من بگویند و راهکار هم -در صورت امکان- برایم بنویسند. از این جهت سه مورد نوشتم که به نظرم مقدار معقولی میاد و درخواست بیشتر از این مخاطبم رو خسته میکنه و اگر تعداد معلوم نکنم ممکنه به ذکر تنها یک مورد بسنده کنند. طبیعتا کسی که انتقادات بیشتری داره میتونه دوباره بیاد و یکبار دیگه این فرم رو پر کنه. از این لحاظ محدودیتی وجود نداره.

قبل از این که این فرم رو طراحی کنم؛ تعدادی مقالات انگلیسی در بحث ارزیابی شخصی و بهبود نقاط ضعف مطالعه کردم (اینجا و اینجا و کمی هم اینجا)

نکته ای که فهمیدم و شاید خیلی از ماها اون رو متوجه نباشیم اینه که دقت بر روی نقاط قوت و افزایش آنها بسیار مثمرثمر تر از تمرکز بر روی نقاط ضعف و اصلاح اونهاست. شاید اگر انیشتین می خواست روی نقاط ضعفش مثل مهارت های ارتباطی تمرکز کنه و اونها را تقویت کنه؛ هیچ وقت موفق نمی شد تا نظریه های تکان دهنده فیزیکش رو ارائه بده. لذا این یک Revelation برای من بود که بهتره به طور کلی60 تا 70 درصد انرژی رو بر روی تقویت نقاط قوت خودمون بزاریم و باقی 30 درصد رو هم برای اصلاح نقاط منفی خرج کنیم. جالبه که وقتی دقیق می شیم این موضوع رو تو فرهنگ زندگی خودمون هم می بینیم. وقتی دانش آموزی کارنامه اش رو به والدینش نشون میده، به جای این که از 19 و 20 های درس فیزیک و زیست قدردانی و تشویق بشه؛ معمولا به خاطر نمره 16 ریاضیش مورد توبیخ قرار میگیره!

بگذریم.

بازخوردهایی که از این فرم گرفتم اونقدر مطابق میلم نبود؛ نه این که بنای ناسازگاری با انتقادات رو گذاشته باشم، بازخوردهایی که گرفتم عموما چندان عمیق و تحلیلی نبود و عده ای هم مشخص بود که خیلی وقت برای پر کردن فرم نگذاشته بودند! به زودی در یک پست، نتیجه این نوع نظرسنجی رو با جزییات بیشتر می نویسم و خود این حرکت رو نقد می کنم تا سایر دوستان از این تجربه بهره مند بشن.

البته اون فرم هنوز هم بازه و دوستان و نزدیکان و اقوام که با من آشنایی دارند، می توانند به این لینک رفته و هر موقع که خواستند تحلیل نقاط قوت و ضعفم را اطلاع رسانی کنند.